طریقه خواندن نماز شب

طریقه ی خواندن نماز شفع
اول – نيت : دو ركعت نماز شفع مي خوانم براي رضاي خداوند
دوم – قرائت سوره حمد يك مرتبه
سوم – قرائت سوره ناس البته بي اشكال خواهد بود اگر هر سوره ديگري همچون توحيد نيز قرائت گردد
چهارم- ركوع
پنجم- سجود
ششم – قيام و شروع ركعت دوم
هفتم – قرائت سوره حمد
هشتم – قرائت سوره فلق البته بي اشكال خواهد بود اگر هر سوره ديگري همچون توحيد نيز قرائت گردد
نهم – قنوت
دهم – ركوع
يازدهم – سجود
دوازدهم – تشهد
سيزدهم – سلام
طریقه ی خواندن نماز وتر
اول– نيت : يك ركعت نماز وتر ميخوانم براي رضاي خداوند
دوم – تكبيرة الاحرام : الله اكبر
سوم – قرائت سوره حمد يك مرتبه
چهارم – قرائت سوره توحيد ( قل هو الله احد ) سه مرتبه
پنجم – قرائت سوره قل اعوذ برب الناس ( ناس ) يك مرتبه
ششم – قرائت سوره قل اعوذ برب الفلق ( فلق ) يك مرتبه
هفتم – قنوت : در اين قنوت اگر بخواهد ميتواند آن را به يك صلـوات يا بيان
حاجت خود به اتمام رساند ولي بهتر آن است كه اين اعمال را انجام دهد
الف – چهل نفر انسان مؤمن را دعا كند ولازم نيست اين دعا خيلي طولاني باشد
بلكه ميتواند به جملات كوتاهي همچون پروردگارا فلان كس را بيامرز اكتفا
كند و پس از دعا براي چهل نفر حاجت خود را بيان كند
ب – ذكر اسْتَغـفراللهَ ربي و اتوُبُ ِا ليه را هفتاد مرتبه بگويد
ج – ذكر هذا مقامُ العائِذِ بِكَ مِنَ النّار هفت مرتبه بگويد
د – ذكر الْعَـفو را سيصد مرتبه بگويد
هـ - بيان جمله : رَبِّ إغـْفِرْلي وَ ارْحَمْـني وَ تـُبْ عـَلـَيَّ إنـَّـك أنـْتَ الـتَّـوابُ الـْغـَفـُورُ الـَّرحيم
هشتم – ركوع
نهم – سجود
دهم – تشهد

يازدهم – سلام



احكام نماز شب
1) نماز شب مجموعاً يازده ركعت مي‌باشد كه ده ركعت آن هر دو ركعت به يك سلام خوانده مي‌شود و يك ركعت به يك سلام.
هشت ركعت از يازده ركعت را بايد به نيّت نماز شب و سپس دو ركعت ديگر به نيّت نماز شَفع و آنگاه يك ركعت نماز وَتر، كه با فضيلترين نماز شب، نماز وَتر و شَفع است و دو ركعت شَفع برتر از وَتر است.

2) نافله شب پيش از نماز صبح خوانده مي‌‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است. ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، كه‏ در اين صورت مانعى ندارد.
 

3) براي نماز شب مي‌توان به نماز شَفْع و وَتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگي وقت مي‌توان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.

4) وقت نماز شب از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر (پُر فضيلتتر) است و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب مي‌شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكي‌هاي سحر خوانده شود.

5) جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتي در حال اختيار.
ولي اگر مي‌خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت مي‌شود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرار و مريض همان يازده ركعت كفايت مي‌كند.

6) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.

7) جواني كه مي‌ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود مي‌تواند نماز شب را پيش از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب به بعد) بخواند.

8) كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند مانند پير مردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا مي‌ترسد و يا از جنب شدن در خواب مي‌ترسد ... مي‌توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.

9) خواندن سوره در ركعتهاي نماز شب لازم نيست و مي‌تواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. (گرچه با سوره فضيلت ديگرى دارد) هم چنين قنوت در ركعتهاي دوم مستحب است و مي‌تواند بدون قنوت بخواند.

10) نماز وَتر يك ركعت است و مي‌شود آن را بدون قنوت به جا آورد.

11) لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه مي‌تواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد مي‌كرد.

12) مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده‌اش كسي مي‌خواهد براي به نماز شب برخيزد بيدار شود.
بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جايي است كه امن از ريا و سُمعه باشد و اگر خداي ناخواسته خوف ريا و سُمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.

13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون ...» مستحب است كه در مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان آمده است.

14) مستحب است كه انسان در قنوت آن از خوف خدا گريه كند و اگر گريه‏اش نيايد تباكى كند؛ يعنى انسان حالت گريه را به خود بگيرد.

15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا (كه كسى كه براى چهل مؤمن دعا كند دعايش مستجاب مى‏شود) كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).

16) مي‌توانيد در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبيح يا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اينگونه دعا كنيد: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ...).

17) در نماز مستحب، شك ميان ركعت اول و دوم، نماز را باطل ‏نمي‌‏كند و نمازگزار مي‌‏تواند تصميم بر هر كدام بگذارد.

18) انجام كم و زيادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

19) می‌توان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه‌ تر نيز خواند به اين صورت: دو رکعت به نيت شَفع و يك ركعت به نيت نماز وَتر يا اينكه فقط به يك ركعت نماز وتر اكتفا كرد.

20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره ‏نوافل، چنين دستورى نيست.
(اين ساده‏گيريها براى تشويق افراد به اين عبادت‏هاى سازنده‏ است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست‏ بخواند، قضاى‏ آنرا مى‏تواند انجام دهد،كه در اينصورت، طبق حديث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و مي‌‏فرمايد: به بنده‏ام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكرده‏ام، قضا مى‏كند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مى‏گيرم كه او را آمرزيدم).

21) در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى نجران از آن حضرت عليه السلام نقل شده كه مى‌گويد: «درباره نماز شب هنگام در سفر، ميان كجاوه پرسيدم، فرمود: هرگاه روبه قبله نبودى به سوى قبله برگرد، سپس تكبير بگو و نماز بخوان به هر جا كه شترت تو را برد مانعى ندارد». در روايت صحيح از معاوية بن عمار از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «باكى نيست كه در سفر انسان نماز را در حال رفتن بخواند و اشكالى ندارد اگر نماز شبش را كه از او فوت شده، روز در حال رفتن رو به قبله كند و همان طور كه راه مى‌رود قضايش را بخواند. و هرگاه خواست ركوع برود، رو به قبله كند و ركوع و سجود را انجام دهد سپس راه برود.

22) قضاي نماز شب را نيز فضيلت بسيار است، چنانكه از امام صادق (ع) روايت است كه شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا اتّفاق مي‌افتد كه يك، دو، يا سه ماه نماز شب از من فوت مي‌شود و من آن را به روز قضا مي‌كنم. آيا اين كار جايز است؟ فرمودند: به خدا قسم اين كار مايه روشني چشم تو است. و آني جمله را سه بار تكرار كرد.


رسول خدا (ص) فرمودند: خداي تعالي به بنده‌اي كه قضاي نماز شب را بجاي مي‌آورد مباهات مي‌كند و مي‌فرمايد:
اي فرشتگان، اين بنده چيزي را كه به او واجب نكرده‌ام قضا مي‌كند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.


در روايت صحيح از حماد بن عثمان از امام كاظم (ع) نقل شده است كه درباره مردى كه نماز نافله مى‌خواند در حالى كه روى مركبش بين شهرها حركت مى‌كند، سؤ ال شد. فرمود: اشكالى ندارد).


در روايت صحيح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است كه مى‌گويد: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مركب پرسيدم؛ هرگاه پگاه از كوفه خارج شدم و يا در شهر كوفه شتابان در پى كار بودم (چه كنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مركب پياده شوى و مى‌ترسى كه اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمين نزد من پسنديده‌تر است».

در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه مى‌فرمايد: «روى مركب كسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مريض كه مى‌بايد رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الكتاب) اكتفا كند و در نماز واجب بر هر چه ممكن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بكند».

در روايت صحيح از جميل به دراج از آن حضرت نقل شده كه مى‌گويد: شنيدم كه مى‌فرمود: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نماز واجب را در يك روز گل آلود و بارانى در كجاوه خواند».

23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب مي‌خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام مي‌کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را مي‌خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را مي‌خواند و پس از آن، باقيمانده نماز شب را قضا مي‌کند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول مي‌خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا مي‌آورد.

تذکر: اگر نماز شب را در بين الطلوعين (يعنی بعد از اذان صبح و پيش طلوع آفتاب) مي‌خواند، بهتر است که نيت ادا يا قضا نکند، بلکه به نيت (ما فی الذمه) بخواند.
توضيح اينکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نيت کند نماز شب مي‌خوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرموده‌اند.

24) در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل) و جلو انداختن بخواند.

25) شخصي به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى‌شوم، آيا اجازه مى‌فرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم؟
فرمود: آرى؛ امّا اهل خانه‌ات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مى‌گيرند و اين كار را سنّت قرار مى‌دهند.

26) قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مى‌داند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.

27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مى‌خواهد نماز وَتر را بخواند بايد آن را (رجائا) بخواند.

28) نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن.

29) مستحب است سوره‏هاى بزرگ، در ركعت اول و سوره‏هاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سوره‏هاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند.

30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحيد را بخواند تا ثواب يك ختم قرآن را ببرد.

از امام صادق سؤال شد ،کار خود را بر کدام موضوع بنیان نهادید؟

فرمودند:بر ۴نکته

۱.دانستم کارم را دیگری انجام نمی دهد،کوشیدم.

۲.دانستم خدا بر من آگاه است،از او حیا کردم.

۳.دانستم روزی مرا دیگری نمی خورد،اطمینان یافتم.

۴.دانستم آخر کار مرگ است،آماذه مرگ شدم.

خواجه عبدالله انصاری می گوید :

از ۵ چیز بر حذر باش :

بی شکری هنگام نعمت . بی صبری هنگام محنت .

بی رضایتی هنگام قسمت . سستی هنگام خدمت .

بی حرمتی هنگام صحبت .

انسان سه راه دارد: راه اول از انديشه مي‌گذرد،اين والاترين راه است. راه دوم از تقليد مي‌گذرد، اين آسان‌ترين راه است. و راه سوم از تجربه مي‌گذرد، اين تلخ‌ترين راه است.

 آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری دیروز آرزوشو کردی 

  فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست آوری و بدست بیاور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی!

وقتي اين همه اشتباهات جديد وجود دارد که مي توان مرتکب شد، چرا بايد همان قديمي ها را تکرار کرد.

 سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد از زخم تيشه خسته نشو که وجودت شايسته تنديسي زيباست.

  ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم .

دربيكرانه زندگي دو چيز افسونم ميكند 1-آبي آسمان را كه ميبينم و ميدانم كه نيست.2-خدارا كه نميبينم و ميدانم كه هست.

...

روي من شرط نبند ، جاي تکخال قمار


جاي يک اسب سياه ، پاي ميدان شکار


بر سرم عشق نپاش ، مثل باران تگرگ


مثل يک شوخي تلخ ، بين مهماني مرگ


پشت من راه نيا ، همچو يک عاشق ناب


باورت را نفرست ، رو به من رو به سراب


هستي ات را نفروش ، به پريشاني من


بخت پرواز نبين ، روي پيشاني من


بيش از اين لاف نباف  پشت اين نغمه ي سرد


 روي من تاس نريز ، جاي يک تخته نرد

http://www.yadeayaam.blogfa.com/

سیاست مداران غرب

 برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

پوشش نامناسب بانوان والیبالیست ایران

برای مشاهده تصاویر بر روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

غضنفربا پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن

 

مي دوني بني آدم اعضاي يکديگرند يعني چي؟...........يعني مثلا تو جيگر مني

تو رو خدا مجلس ما رو ببین

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

بدون شرح!!!


برای سلامتی...

به سلامتی درخت نه به خاطر میوه اش، بخاطر سایه اش

به سلامتی دیوار نه به خاطر بلندیش واسه اینکه هیچوقت پشت آدم رو خالی نمیکنه

به سلامتی دریا نه به خاطر بزرگیش بلکه برای یک رنگیش

به سلامتی سایه که هیچوقت آدم را تنها نمیگذاره!!

به سلامتی زنجیر نه به خاطر درازیش، به خا طر اینکه به هم پیوستس

به سلامتی خیار نه برای خ فقط برای یارش

به سلامتی کرم خاکی نه به خاطر کرم بودنش،برای خاکی بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردا ازش رد میشن هم نامرد

 به سلامتی برف که هم روش سفیده هم توش

به سلامتی گاو که نمیگه من، میگه ما

به سلامتی بیل که هر چقدر بره تو خاک براقتر میشه

به سلامتی تابلوی وروود ممنوع که یک تنه یک اتوبان را حریفه

به سلامتی سرنوشت که نمیشه اونو از سر نوشت

به سلامتی سیم خار دار که پشت و رو نداره

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد، زيرا با وجود این که پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسيار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسيد: پس چه طور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد، زيرا با وجود این که پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسيار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسيد: پس چه طور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد

تبلیغ علیه سیگار

ادامه نوشته

خصوصیات دخترها و پسر ها از 14 تا 28 سالگی...

خصوصیات دخترها و پسر ها از 14 تا 28 سالگی...

خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!


خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!

 

نمي خواي نظر بدي؟؟؟؟؟؟؟؟

.........



سید محمود خاتمی

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد
عشق چشم هايتان را کور نکند.

نفیسه روشـــن

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

لینـــدا کیانی

 

 

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

مقایسه تابلوهای دستشویی در چند کشور

ایران

چین

خسرو شکیبایی

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

هانیه توســلی

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

تصاویری از هنرمندان در 22 خرداد

(هانیه توسلی)

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کیک کنید

ادامه نوشته

طناز طباطبایی

 


ادامه نوشته

از گورخری پرسیدم: ?تو سفیدی راه راه سیاه داری، یا اینكه سیاهی راه راه سفید داری؟
گورخر به جای جواب دادن پرسید
تو خوبی فقط عادت‌های بد داری، یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟
ساكتی بعضی وقت‌ها شلوغ می‌كنی، یا شیطونی و بعضی وقتها ساكت می‌شی؟
ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی، یا ذاتا افسرده‌ای و بعضی روزها خوشحالی؟
لباس‌هات تمیزن فقط پیراهنت كثیفه، یا كثیفن و شلوارت تمیزه؟
و گورخر پرسید و پرسید و پرسید و پرسید و پرسید، و بعد رفت


دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره راه‌راه‌هاشون چیزی نمی‌پرسم


سیلور اشتاین


موج سبز

برای مشاهده تصاویر بر روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

فحاشی در مشاغل مختلف (طنز)

@ یک کارمند اداره می گوید:

خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهی اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنیا ارسال شود، الهی در قبرستان برای همیشه بایگانی شوی، لامذهب، بی دین، مدیرکل! الهی از این دنیا اخراج بشی!

@ یک درشکه چی :

تف برویت، کپی اوغلی. حیوون علیشاه، مگر اینجا طویله است؟ لامروت مثل خیابان سنگفرش می ماند! آقا می گیرم سوتت می کنم که دو کورس اونطرف تر بیایی پایین، رنگش مثل پهن می ماند!

@ یک خیاط:

ای بی قواره، بد برش، بی آستر. به خدا چاک دهنت را می دوزم. گوشهایت را قیچی می کنم .
مرده شور صورت آبله ای سوزن سوزنیت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم اما باز هم ناصاف از آب درآمدی. خوبه، بسه دیگه، جلوی حرفهایت را درز بگیر… باشه، باشه این بود اجرت. بیست سانتیمتر دوستی من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد، قلب مرا بشکافی؟

@ یک بازاری محتکر:

دِهه… چک بی محل را تماشا کن. سفته سوخت شده را ببین. دلال مظلمه را بپا ! مردیکه، پنجاه و سه پارچه آبادی که دارم توی سرت بخوره، الهی زیر ماشین بیوک بری، خیر ندیده بی اعتبار. تف تمام مستاجرینم به ریش پدرت، درد و بلای سرقفلی هام بخوره توی کاسه سرت. محتکر حماقت و لجاجت! برو حجره ات را تخته کن عمو

@ یک وکیل مجلس این طور فحش می دهد:

احمق بی قانون، کودن، بی اعتبارنامه، تو از مصونیت اخلاقی خود سوء استفاده کرده ای. بدترکیب، قیافه کبود. دیگر اعتماد من از تو سلب شد. دیگر دوستی من و تو وخیم گردید. مرده شور آن صدای زنگوله مانندت را ببرد. یک جلسه دیگر اگر جلوی چشمم بیایی استیضاحت می کنم !

@ یک افسر این طور فحاشی می کند:

زنیکه بی انضباط. ای توپ، ای مسلسل، شمشیر توی فرق سرت بخورد، یابوی بی رکاب. آجر توی سرت بخورد. یغلبی ، چخماق ، الهی توی صف مرده ها بری !

زیباترین زن جهان در سال 2008

برای مشاهده تصاویر بر روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

مهناز افشار

 

برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

سکوت

امام حسن مجتبی(ع):

بهترین داروی عصبانیت سکوت است

آهنگر

آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وس...یله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار

خيلي‌ وقت‌ بود که‌ به خدا گفته‌ بودم.


جواب می شنیدم

از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني.

راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري.

هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.


از عشق عبور کردم و گذشتم. عشق‌ راپشت‌ سر گذاشتم.
عشق ايستاد و منجمد شد.

عشق روان‌ شد و راه‌ افتاد.

و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.


تا روزي‌ که‌ خدا گفت:

امروز روز توست.

روزعاشق شدن.

خداعشق را به‌ قلبم رساند.

عشق طعم‌ یاس را چشيد.

طعم‌ یاس را.

اما...


روزي‌ عشق‌ به‌ خدا گفت:

از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟


خدا گفت: هست.


عشق گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم.

بزرگترين‌ را.

بي‌نهايت‌ را.


خدا عشق‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت:

اينجا بي‌نهايت‌ است.


آدم‌ عاشق‌ بود.

دنبال‌ کلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد.

اما هيچ‌ کلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت.

آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يک‌ قطره‌ ريخت.

عشق‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور کرد.

و وقتي‌ که‌ اشک‌ از چشم‌ عاشق‌ چکيد،

خدا گفت:

حالا تو بي‌نهايتي،

چون که‌ عکس‌ من‌ در اشک‌ عاشق‌ است

انگار بهار سبز اینجا زرد است,,, جایی که دگر دست عدالت سرد است.... ...چیزی به شبیه راستی کم داریم چوپان دروغ گـو هم این جا مـَرد است

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت

ترس از خدا

امام صادق (ع) فرمودند:

حُسنُ الظَّنِّ باللهِ أن لَا تَرجُوَ إلاَّ اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلَّا ذَنبَکَ.
گمان نیکو به خدا داشتن این است که امید به هیچکس جز او نداشته باشی و از هیچ چیز جز گناهت نترسی.

(جهاد با نفس، ح 143)

شاید آن سوی دنیا روی نیمکتی دیگر کسی نشسته است که همه آنچه ندارد تویی........ نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند

شیخی به زن فاحشه ای گفت : مستی .... پیوسته به دام دگری پا بستی .... گفتا: شیخ هر آنچه گویی هستم .... آیا تو چنان که می نمایی هستی؟ دکتر علی شریعتی

چند نکته قابل تأمل : زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد، زنگ بعد ؛ حساب داریم !!_-_ در طوفان حوادث ؛ با خدا بودن کارگشاست نه (ناخدا بودن) _-_ امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ... قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست


یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه جالبه ولی زود گذره

... گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای بایش روی دل جا مانده بود ......

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

من نیستم

پنج سال گذشت  با مهر بی مدرسه

هنوز

نفسم بوی نم باغچه شهید نهایی می دهد

قران   بالای سرم است و

جاده   زیرسرم

اما

دیگرنه بابا نان می دهد و

نه اب بوی پاکی

پنج تومان جدول ضرب کجا وسه میلیون فلسفه؟

امسال امد با مهر درمدرسه

ومن خطی خواهم کشید بارانی

برتخته سفید

که  زندگی زنده است در کیف و کفشم

من نمره ام را گرفتم از سرنوشت

دیگر چه باک؟

صفر یا بیست

همه عددها به یک برمی گردد


نویسنده:میثم امنی

www.mastaneh1.blogfa.com

چند نکته برای لات بودن

شش نکته برای مرد بودن:
1) سيبيل؛
2) گردن کلفت؛
3) شکم در حد حاجی بازاری؛
4) کلاه شاپو؛
5) تسبيح شامقصود اصل؛
6) يک ماشين: حداقل پژو جی.ال.ايکس

البته لازم به ذکره که قبلا اين نکات 10تا بوده:

7) غيرت؛
8) مرام و معرفت؛
9) لوطی گری؛
10) صفا و صميميت و عقش؛
که الان، در حال حاضر به خاطر رفاه حال هموطنان عزيز، چندتا از اين شروط دست و پاگير رو حذف کرديم تا اين شرايط در همه جای ايران قابل استفاده باشه!!!!

سرزمین لات ها

سرزمین لات ها

 اینجا یه سرزمین تخیلی هست ! هیچ چیز واقعی نیست و هیچ کدوم از شخصیت ها نمونه واقعی در دنیایی
تولد یک لات
اصولا تولد یک لات با تولد بقیه آدما فرق داره. لات ها عمرا از طریق سزارین بدنیا بیان اونا بصورت
طبیعی متولد می شن و معمولا موقع تولد ده - بیست کیلو وزن دارن.
یه نوزاد لات مراحل رشد طبیعی رو طی نمی کنه ، نوزاد لات اصلا اهل این سوسول بازی ها مثل
چهار دست و پا راه رفتن و اینجور چیزا نیست.اونا مستقیما شروع به راه رفتن می کنن !
در ضمن اگه خیال کردید یه نوزاد لات رو لاستیکی می کنن سخت در اشتباهید.فقط قنداق !!!
روی شیشه شیر هم که اصلا حساب نکنید.فقط شیر مادر ! پستونک هم که دیگه اصلا استفاده نمی شه !
اینا مال بچه خارجکی هاست نه یه نوزاد لات !
نوزاد لات معمولا گریه نمی کنه اونا روش خاصی برای نشون دادن حالت های مختلف شون دارن مثلا:
گرسنه بودن : ایجاد خراش های عمیق در صورت مادر
خیس کردن خودشون : ایجاد بوهای نامطبوع که تقریبا تمام اعضا خانواده بیهوش می شوند

..........
اما چه طور میشه فهمید که یه نوزاد لات به دنیا اومده :
به سادگی ، نوزاد لات با سبیل بدنیا می یاد اینو باور کنید برای یه لات سبیل مهم ترین عضو بدنه
حتی مهمتر از قلب و عقل.

(
این داستان ادامه داره دادش / آبجی )
نکات اخلاقی :

1. "
سبیل مهم ترین عضو بدنه ! مهم تر از قلب و عقل "

2. "
عشق فقط عشق لاتی اونم فقط آبجی فاطی "

چند حدیث از بزرگان دین

نگاه کردن به پدر و مادر ، همچون نگاه کردن به خانه ی خدا عبادت است . ( امام صادق )

اگر چیز ناروایی از دوستت شنیدی و او انکار کرد ، از او بپذیر ، این به منزله ی توبه ی اوست . ( امام صادق )

بهترین شما کسانی هستند که متواضع ترند و زنان خود را بیشتر اکرام میکنند . ( فاطمه زهرا س)

کسی که زبان خود را از ریختن آبروی مردم نگه دارد ، خداوند در قیامت لغزش های او را می بخشد ( پیامبر (ص) که درود خداوند بر او و خاندانش باد )

فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوري از عابر بانک پول می گيرن؟

پسرها:۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.

۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.

۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.

۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:
۱- با ماشين ميرن دم بانک.

۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.

۳- به خودشون عطر ميزنن.

۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.

۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.

۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.

۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.

۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.

۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.

۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.

۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.

۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.

۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.

۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.

۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن.

۱۶- کنسل ميکنن.

۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.

۱۸- کنسل ميکنن.

۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.

۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.

۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.

۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.

۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.

۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.

۲۶- پول رو ميگيرن.

۲۷- برميگردن به ماشين.

۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.

۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.

۳۰- استارت ميزنن.

۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.

۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.

۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.

۳۴- از ماشين پياده ميشن.

۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)

۳۶- سوار ماشين ميشن.

۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.

۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.

۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.

۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.

۴۱- برميگردن.

۴۲- ميندازن توی خيابون درست.

۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.

۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

سوالات کنکور

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف: 116 سال
ب: 99 سال
ج: 100سال
د: 150 سال

او نمی تواند به سوال جواب دهد.

2- کلاه‌های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف: برزیل
ب: شیلی
ج: پاناما
د: اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک می‌کند.

3- روس‌ها در چه ماهی انقلاب اكتبر را جشن می گیرند؟
الف: ژانویه
ب: سپتامبر
ج: اکتبر
د: نوامبر

خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند.

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف: ادر
ب: آلبرت
ج: جرج
د: مانوئل

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می‌کند.

5- نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف: قناری
ب: کانگارو
ج: توله‌سگ
د: موش

در این جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می‌دهد.

جواب‌ها:

اگر خیلی خودتان را گرفته‌اید که همه جواب‌ها را می‌دانید و به این دوست بنده خدا کلی خندیده‌اید، بهتر است اول جواب‌ها را مطالعه کنید:

1: جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید.( 1337- 1453)

2: کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود.

3: انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.

4: اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داد.

5: توله سگ، اسم لاتین آن Insularia Canaria است که یعنی جزایر توله سگ.

کامپیوتر

کامپیوتر:

 

 

 

 

کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخ بودیم.

 

 

کاشکی کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتات بودم.

 

 

کاشکی هنسویریت بودم همیشه روی گوشت بودم.

 

 

کاشکی ویست بودم همیشه روی لبت بودم.

 

 

کاشکی موست بودم همیشه تو موچت بودم.

 

 

کاشکی پسوردت بودم همیشه تو فکرت بودم.

 

 کاشکی کامپیوترت بودم همیشه عاشقم بودی



88888888888888888888888888888888

تا كه بودیم نبودیم كسی/كشت ما را بی غمی بی همنفسی

تا كه رفتیم همه یار شدند/خفته ایم وهمه بیدار شدند

قدر آیینه بدانیم چو هست/نه در آن وقت كه اقبال شکست

انتقادات و پیشنهادات

آموزش شنا به سبک سنتی

شدیدن

پست

داره پست یک کشور برای تبلیغ فرهنگ نامه نگاری این پوستر را چاپ کرده :

دنیا آنگونه که ما میبینیم نیست

خطر ناک ترین فرودگاه های جهان

برای مشاهده تصاویر بر روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

جشن تولد سید محمد خاتمی

ادامه نوشته

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره... سر راه بهشت من درخت سیب میکاره

چاپلین

چارلی چاپلین به دخترش گفته : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگه دار اگر هم یه روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد به او ...گو که تو را بیش تر از خودم وکمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم

چه بسیار دلهایی که می پرستند و نیکی می ورزند و پرستش و تقوی و نیکی نیز در آنها زشت و آلوده و پلید است.و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند و خطا و هوس و گناه نیز در آنها زیبا و پاک و زلال است

سعادت مانند توپ فوتبال است وقتي از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي مي ايستد با يك ضربه آنرا از خود دور مي سازيم .

مونترلان

قهرمان واقعي كسي است كه سبب خوشي ديگران مي گردد.

شامفور

حقيقت انکارناپذير است.

بدخواهي ممکن است به آن حمله کند. ممکن است ناداني آن را به استهزا بگيرد.

اما سرانجام حقيقت پايدار خواهد بود. -

سر وينستون چرچيل

ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه به آن می نگری

سرهای خالی

  تعجب می کنم از افرادی که  حرف زدن با دهان پر را زشت می دانند اما حرف زدن با سرهای خالی را نه!

مرد نبرد باش كه در اين كهن سرا
كاري محال در بر مرد نبرد نيست
زنهار ، خواب غفلت و بيچارگي بس است
هنگام كوشش است اگر چشم وا كني
تا كي به انتظار قيامت توان نشست
برخيز تا هزار قيامت به پا كني

فریدون مشیری

شود  آيا  که  من  آن  چهره   زيبات ببوسم         خرمن   نور   شوم  تا   بر   و    بالات   ببوسم
چنگ  ناهيد  شوم  نغمه  گر  بزم  تو   گردم       نقش  صبح  شوم  زلف  سمن  سات   ببوسم
عرق   شرم    شوم   روي   دلارات  ببوسم       سرمه  نار   شوم     نرگس    شهلات   ببوسم
هوس  عشق  شوم  ،  ره  بدل   بزم تو يابم       خنده    مهر    شوم   ،  ساغر  
لبهات
  ببوسم
رخ   خورشيد    فلک    ذره   بيقدر   ببوسد          پس  تو رسوا نشوي  گر  من  رسوات  ببوسم

کاشکي مست ، شبي در بر من بي خبر افتي   تا    بکام     دل     آشفته    سراپات     ببوسم


بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای مشاهده تصاویر بر روی ادمه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

سحر بلبل حکایت با صبا کرد ... که عشق روی گل با ما چهها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد ... و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
غلام همت آن نازنینم ... که کار خیر بی روی و ریا کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم ... که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
گ...ر از سلطان طمع کردم خطا بود ... ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی ... که درد شب نشینان را دوا کرد
نقاب گل کشید و زلف سنبل ... گره بند قبای غنچه وا کرد
به هر سو بلبل عاشق در افغان ... تنعم از میان باد صبا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان ... که حافظ توبه از زهد ریا کرد
وفا از خواجگان شهر با من ... کمال دولت و دین بوالوفا کرد

تقویم خاطرات مرا زیرو روکنید

من سالهاست گم شده ام  ،جستجو کنید

پاشیده است خاطرم ازهم ، ورق ورق

لطفا کتاب های مرا رفت ورو کنید

دل بین چرخ های زمان گیرکرده است

فکری به حال وضعیت تلخ او کنید

من بارها به جان وتن خویش گفته ام

یک شب به جای جنگ وجدل  ،گفتگو کنید

شاید به یک تولد دیگر نیازهست

این بار  ،چشم های مراشست وشو کنید


میثم امانی.....http://mastaneh1.blogfa.com

آن یکی شیر است اندر بادیه آن یکی شیر است اندر بادیه آن یکی شیر است آدم می خورد آن یکی شیر است آدم می خورد

هرگز به کسي دل نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ولي اگه دل بستي هرگز ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

وقتی سهراب دانشجو بود

اهل دانشگاهم     
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم   
       خرده عقلی   
          سر سوزن شوقي
 
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف    
                  مي سپارم به شما
                         تا به يك نمره ناقابل بيست  
                         كه در آن زندانيست   
                         دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم    
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد      
              چقدر نمره ز من مي خواهي

جملات زیبا بزرگان

وئیس لومباردی : بردن همه چیز نیست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .

مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی.

فلوبر: خوشبختی یعنی هماهنگی با حوادث روزگار .

سارنف : داشتن پشتکار ، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است.

لاوس : وقتی آنچه داریم می بخشیم ، آنچه نیازمند آنیم دریافت خواهیم کرد.

ارسطو : عاقل آنچه را که می داند ، نمی گوید ؛ ولی آنچه را که می گوید ، می داند.

ابوالعلا : باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن.

منتسکیو : انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عمیق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.

پرمودا باترا : مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت هایتان را بر سنگ مرمر.

اپیکور: کسی که از هیچ چیز کوچکی خوشحال نمی شود ، هیچگاه خوشبخت نخواهد شد.

فریب

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . (گوته)

شمع

کنفسیوس : به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستید ، یک شمع روشن کنید.

قافله غریب

گرگها خوب بدانند که در اين ايل غريب

گر پدر مرد ،تفنگ پدري هست هنوز

گرچه مردان قبيله همگي کشته شدند

توي گهواره چوبي، پسري هست هنوز

آب اگر نيست نترسيد،که در قافله مان

دل دريايي و چشمان تري هست هنوز

http://www.yadeayaam.blogfa.com/