زیر پتوی تار شب بغض گلومو میشکنم
که هیچکس باخبر نشه اونی که میشکنه منم
قصه ی من حکایته گریه تلخ وبی صداست
باز یکی بود یکی نبود در زیر گنبد کبود
سهم من از ستاره ها حتی یک چشمک هم نبود
که هیچکس باخبر نشه اونی که میشکنه منم
قصه ی من حکایته گریه تلخ وبی صداست
باز یکی بود یکی نبود در زیر گنبد کبود
سهم من از ستاره ها حتی یک چشمک هم نبود
+ نوشته شده در ساعت توسط
|